رستوران خمیری_ پیش یک

سلام سلام امروز که گل دخترا اومدن و به مدرسه، قشنگی و طراوت بخشیدن. با هم کلیی بازی کردیم . از انواع بازهای حرکتی مثل گرگم به هوا تا مامان بازی . بچه ها از بین خودشون یک مامان و یک بابا انتخاب کردن و با وسایل مامان بازی کلی کیف کردن که یهووووو خانم […]

همایش ثبت نام پیش دبستان ۱۴۰۲_۱۴۰۱

امروز مامان و بابای مهربون، من رو همراه خودشون آوردن یک جای خیلی هیچان انگیز. میدونید کجا؟! بله! پیش دبستانی. اومده بودیم همایش پیش دبستانی بانوامین تا منو ثبت نام کنند. اول که وارد شدیم، یک خاله مهربون منتظر ما بود و یک قلب رنگی، همرنگ خودش بهمون داد. اون یک بادکنک رنگی خوشگل هم […]

من توانمند(افرا)

سلام مامان سلام بابا؛ ما کلی چیزهای آشپزی جدید یاد گرفتیم.توپک خامه ای که با کیک و خامه درست کردیم..ژله بستنی که من خیلی دوسش دارم و سالاد میوه… جاتون خالی چه کیفی داد. خیلی خوبه که دخترتون داره بزرگ میشه. این همه توانمندی رو با دقت یاد میگیرم. حالا میتونم چندین و چندین بار […]

مامان بازی(پروانه)

سلام مامان جونم سلام بابا جونماین هفته مامان بازی داشتیم. بله؛ بازم از خوبیهای مامان مهربون گفتیم.. این که چیکار کنیم تا مامان جون خوشحال بشه.. چقدر باید قدرشون رو بدونیم…یه هدیه زیبا با دستهای خودمون برای مامان جون درست کردیم.. یه پروانه زیبا رو با پولکهای رنگارنگ تزیین کردیم؛ تا از قلب ما پرواز […]

سرزمین عروسک ها

سلام مامان جون سلام بابا جونما این هفته کلی بهمون خوش گذشت..سفر کردیم به سرزمین عروسک ها.. عروسک های مهربون و دوست داشتی..ما تونستیم برای اونها شهرشون رو بسازیم.. برج لیوانی ساختیم..جنگل سرسبز و زیبا کشیدیم..روباه کوچولو دوست عروسک ها رو ساختیم.. باورم نمیشه همه این کارها رو به تنهایی انجام دادیم تا عروسک ها […]

جشن روز مادر_پیش یک

سلام سلامما خاله ها از حضور پر مهر شما در جشن روز مادر تشکر می کنیم و بهتون میگیم که ما و دختران گلتون چقدر دوستون داریم و چقدر از حضورتون توی جشن خوشحال شدیم.آخه…ما روز جشن با همراهی و انرژی بی کران شما مامان ها، اولین بازی مار و پله گروهی رو تجربه کردیم […]

جشن توانمندی ها(کارنما)

سلام مامان جون و سلام بابا جونچقدر کیف کردم که شما رو به جشن توانمندیهام(کارنما) دعوت کردم.. کلاس و خودمون تزیین کردیم.. از شما پذیرایی کردم.. کارهایی تا به امروز تو مدرسه کنار دوستام انجام دادم رو برای شما توضیح دادم.. چقدر خوشحال شدم که شما از دیدن کارهای من ذوق می‌کردید و من رو […]

خانم علمی

ما اون روز احساس کردیم خیلی بزرگ شدیم، چون کسی اومد پیشمون که کارهای بزرگونه میکنه. خانم علمی!اون خیلی مهربون بود و خیلی چیزهای هیجان انگیز نشونمون داد.اول نشونمون داد که میشه برف درست کرد!! بعد هم یکاری کرد که آتیش بتونه پرواز کنه و بره روی هوا و نامرئی بشه!دفعه‌ی دیگه که اومد پیشمون، […]

ننه سرما_پیش یک

امروز که اومدیم مدرسه، دیدیم برف‌‌ها اومدن پیش ما مهمونی؛ رفتیم توی حیاط تا ببینیم اونجاهم برف باریده یا نه که یکهو ننه سرما رو دیدیم!فهمیدیم که برف‌ها کار ننه سرمابوده. اون خیلی مهربون بود و کلی با ما بازی کرد. وسط بازی یادش افتاد جاهای دیگه برف نبرده و با کمک ما برف هارو […]