اردوی مجازی خانوادگی”من توانمند”

امروز طنین صدای بزرگتر شدن دخترکان دلبندمان همچون نسیم، قلب هایمان ❤️ را نوازش کرد.دخترای ما حسابی با اون دختر کوچولوهای اول سال فرق کردن،آخه امروز خودشان میزبان جشن پایان سالشون بود…البته به خاطر این ویروس منحوس، جشن به صورت آنلاین و با حضور دوتا از مجری های شناخته شده و خوب کشورمون برگزار شد. یاد دادن کاردستی یاد دادن بازی  و پذیرایی با دستان ِ توانمندشان از مهمانان عزیزشان که پدر قوی و مادر مهربانشان بود.دیدن رشد و […]

جشن تولید دختران پیش دبستانی

دختر گلی های ما از هفته های قبل دست به کار شدند و با راهنمایی مربی های مهربونشون با تلاش و هنرمندی خیلی زیادی شانه ، کیف پول و دستبند های زیبا و … را برای فروش در فروشگاه خیریه در سایت کارمین و همچنین در جشن تولید که در کلاس آنلاین برگزار می شد، درست کردند. بلاخره روز جشن تولید فرا رسید. روز جشن مادربزرگ ، خاله و عمه های […]

جوجه تیغی مهربان

در ابتدای کلاس امروز بعد از سلام و احوال پرسی، خاله همراه سنجاب کوچولو سر کلاس می آیند و سنجاب کوچولو شعر میخونه و میگه که تعریف توانمندی بچه های پیش دبستان بانوامین رو خیلی شنیده. بعد از اون به بچه ها میگه که میخواد به تولد دوسش جوجه تیغی مهربون بره . و از بچه ها میخواد که به اون کمک کنن تا برای جوجه تیغی […]

جشن مجازی مادربزرگ ها (یلدا)

تجربه ی جشن مادربزرگ ها هرچند که به خاطر این ویروس منحوس به صورت مجازی برگزار شد❤️اما برای ما که خیلی شیرین بود. لحظاتی پر از نشاط،خنده،مهربانی،ادب ….لحظاتی که شاید نتونیم تصاویرش رو با شما به اشتراک بزاریم،ولی شیرینیه این تجربه رو باهم چشیدیم.برق چشم های مادربزرگ و دختر و نوه…آغوش و بوسه های سرشار از مهربانی… خواندن شعر دسته جمعی برای مادربزرگ […]

پروانه دوست داشتنی من

پروانه زیبا دوست داشت که پیش بچه ها بره و از آنها کمک بگیره تا با اشکال هندسی که بلدند برای دوستانش، که هر روز با آنها پرواز می کند بالهای زیبایی بسازند. بعد از این اتفاق پروانه دوست داشتنی ❤به بالهای دوستانش نگاه می کند و کلی از اونا خوشش میاد وبا دوست صمیمی اش تصمیم می گیرند که دخترای قشنگ بانو امین روی بال های […]

دوستی دم سیاه با حلزون کوچولو

صبح یک روز پاییزی قشنگ، ما داخل خونه خوشگلی که خودمون ساخته بودیم کلاس آنلاینمون را شروع کردیم.بعدش با کمک مربیمون و از طریق کاربرگ فهمیدیم که خونه ی حیوانات چه شکلیه ؟! و تونستیم هر حیوان را به خونه اش برسونیم.  امروز ما با یه کلاغ کوچولو به اسم “دم سیاه” آشنا شدیم  که تازه به دنیا آمده بود و […]

نانوا های کوچک

امروز تو کلاس آنلاین همراه نانوا یه روز خیلی هیجان انگیز داشتیم. آخه تو خونه یک جعبه بسیار خوشگل پیدا کردم که داخلش پیشبند و کلاه آشپزی و کلی وسایل آشپزی دیگه بود که وقتی پوشیدمشون حسابی ذوق زده شدم و شدم شکل سرآشپزها. من هیچ وقت فکر نمیکردم بتونم تو خونه نون بپزم. ولی همراه خاله ی مهربونم که نقش نانوا گرفته بود، […]

جشن تولد بهترین پدر بزرگ دنیا

در روز تولد پیامبر نازنینمون، من میشم خوشحال ترین دختر دنیا … من اینقدر پیامبر مهربونم رو دوست دارم که هر روز صبح براشون شعر “پیامبر مهربان من” میخونم و به ایشون سلام می کنم. حالا تو کلاس آنلاین امروزمون به خاطر تولد بهترین پدر بزرگ دنیا مجلس مولودی میگیریم، تا نشون بدم چقدر بزرگ و توانمند شدم واسه همین هم عروسک هامو به این جشن مولودی دعوت کردم تا خوشحالیمو […]

عروسک سخنگو

امروز وقتی داشتیم توی کلاس آنلاین با همدیگه حرف میزدیم یهو به فکرمون رسید که: “اگه میشد عروسک هامون باهامون حرف بزنن چقدر خوب میشد!” مثلا عروسکمون بهمون میگفت: سارا جونم من خیلی دوست دارم… یا مثلا به عروسکمون شعر یاد میدادیم و با همدیگه شعر میخوندیم…. که یه دفعه دیدیم صدای در زدن میاد! تق تق تق…. آقای پستچی بود… برامون یه بسته ی […]