بی بی گل و ببعی

امروز بی بی گل از روستای قشنگشون اومده بود پیش ما؛

چون ببعی بازیگوش از مزرعه اومده بود پیش ما و قایم موشک بازی می کرد.

ما به بی بی گل کمک کردیم و با ساختن راه های هیجان انگیز، تونستیم ببعی بازیگوش رو پیدا کنیم و در آخر برای ببعی کوچولو کلی دوست جدید درست کردیم.

اردو شهرک مشاغل_ پیش دبستانی یک

ما امروز با خاله های مهربونمون رفتیم یک شهرک خیلی هیجان انگیز.

اسم اون، شهرک مشاغل بود. اونجا ما رفتیم با شن، قلعه شنی درست کردیم.

بعد راننده شدیم و رفتیم سراغ ماشین بازی مسابقه ای! خیلی بامزه بود! ما روی دوچرخه هایی میشستیم و پا میزدیم و ماشینامون تو زمین مسابقه حرکت میکردن!!! ما خیلی تلاش کردیم و هرچقدر بیشتر پا میزدیم و بیشتر تلاش میکردیم ماشینمون تندتر میرفت!

بعد ما شدیم خانومای مزرعه دار و رفتیم مزرعه و با طبیعت و حیوانات اهلیش اشنا شدیم و با حیوونای عروسکی مزرعه بازی کردیم!
بعدم شدیم خانوم مهندس و خونه درست کردیم و با جرثقیل اجر هارو جابه جا کردیم! ما واقعا احساس توانمندی میکردیم و کلی تجربه های جالب بدست اوردیم!

شهر کاغذی

با یه مهمون کوچولو از یه شهر جالب آشنا شدیم.. ورقچه از شهر کاغذی😍

وای باورتون میشه ورقچه برامون تعریف کرد تو شهرشون همه چیز از جنس کاغذ هستش!.. خونه ها.. ماشین ها.. آسمون… خورشید.. حتی آدمهاش.. ورقچه خیلی ناراحت بود از اینکه اینجا تنهاست و هیچ دوست کاغذی نداره تازه از شهرشون هم کلی دور شده…

من و دوستام تصمیم گرفتیم روی کاغذ براش شهر کاغذی بکشیم..شهری که توش همه چیز از جنس کاغذ باشه… بعدش هم با وسایلی که توی بسته هامون داشتیم برای ورقچه دو تا دوست کاغذی درست کردیم تا دیگه غصه نخوره! دوستاش یه فرق جالب با هم داشتن یکشون قدش بلند بود یکشون کوتاه! ورقچه با دیدن شهر کاغذی و دوستای جدید کاغذیش که ما براش درست کردیم خیلی خوشحال شد🤗 و بهمون یه بازی کاغذی یاد داد.. بله فوتبال کاغذی.. نمیدونید چه بازی هیجان انگیزی بود من که حسابی خوشم اومد.. کلی تلاش کردم تا بتونم توپ و بفرستم توی دروازه و گُل بزنم⚽🥅
فهمیدم با تلاش کردن و صبر کردن چه کارهای مهم و جذابی میتونم انجام بدم💪
و چقدر میتونم کیف کنم🤩

اردو طبیعت پیش دو

ما امروز رفتیم اردو توی یک باغ بزرگ.
خانم بذریان اومد پیشمون و رفتیم گشت و گزار توی باغ.
برای باباهای مهربونمون یک نقاشی با چوب و برگ‌هایی که از توی باغ جمع کردیم، کشیدیم.
خیلی هیجان انگیز بود. هرکدوم از برگ‌ها یک شکل بودند و رنگ‌هاشون خیلی متنوع بود.
خدارو شکر کردیم که انقدر نعمت های زیبایی برای ما آفریده.
راستی، خانم بذریان یک زمین کشاورزی داشت که ما تونستیم از توی اون سیب زمینی پیدا کنیم.
بعد با کمک خاله اون هارو گذاشتیم روی آتیش و به به … عجب سیب زمینی آتیشی‌ای شده بود.
تازه خانم بذریان یک یادگاری قشنگ هم به ما داد. یک گلدون با بذر تا حسابی ازش مراقبت کنیم و شاهد رشدش باشیم.

اردوی مادر و کودک پیش یک

ما بچه های پیش دبستان یک🧒🏻 ، شنبه برای دومین بار با مامان هامون رفتیم تو یه باغ بزرگ اردو.
خیلی بهمون خوش گذشت و کلی بازی کردیم🤩!
تو باغ یه نقشه گنج پیدا کردیم و به کمک اون رسیدیم به الاچیق مهربونی.
اونجا همه باهم با مامان‌های مهربونمون 🧕🏻یه نقاشی خیلی خیلی بزرگ با دستای توانمندمون کشیدیم و کلی رنگ بازی کردیم و رنگای جدید کشف کردیم.
بعد خاله عکاس باشی📸 اومد و عکس‌های دخترامونو بهمون داد! ماهم براشون اسم گذاشتیم و عکساشونو خوشگل کردیم و رفتیم دخترامونو🧒🏻 از پیش دبستانی تحویل گرفتیم!
ما شدیم مامانای واقعنی برای دختر کوچولوهامون🤱! واسشون غذا درست کردیم و کلی خاله بازی کردیم و خوشحال و خندون به خونمون برگشتیم.